
کسی که ۲سال بود تو فکرش بودم ولی بی خبر ازمن رو دیدم و
بیشتر حرفهای نگفتمه ام رو گفتم بهش نمیدونم فایده ای داشت
براش یا نه ولی خیلی سبک شدم واسه یک لحظه افسوس گذشته
رو احساس کردم ولی گذشته ها گذشته امید وارم حرفامو فهمیده باشه.
کنم یا نه چون دیگه مسله قدیم نیستم که بخام یک جوری حرف دلمو به بقیه انتقال بدم
مندم که دباره شروع کنم یا بزارم کنار به روز کرنه این وبلاگ روووووووووووووووووووووووووووووو
مناسب ترین کلمه:خداوند
زیباترین کلمه:عشق
پر احساس ترین کلمه:محبت
پر معنا ترین کلمه:نگاه
عالی ترین کلمه:دوستی
تلخ ترین کلمه:جدایی
دردناک ترین کلمه:خیانت
بد ترین کلمه:تمسخر
دیدم کسی در میزند
در را گشودم روی او
دیدم غم است در میزند
ای دوستان بی وفا
از غم بیاموزید وفا.....
غم با همه بیگانگی
هر شب به من سر میزند
بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچ کس کاری به کار من نداشت
*
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ
*
او که خوابیده ست در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد
...
دل هرچه ز بد دید پسندید از تو
دیدی که به عاقبت همان دید از تو
گفتی که نبیند دلت از من غم هجر

فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند
که طعم وابستگی را چشیده باشد
پس هیچوقت به کسی وابسته نشو
که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست
گاهی از خیال تو دور می شوم
و گاهی محو شده در خیال تو
گاهی در حضور تو
دل تنگ می شوم
و گاهی
محو دیدن تو می شوم
اما چه چیز آرام میسازد مرا...
در سیاهی لحظه ها
دلتنگی هایم را
من دلم تنگ کسیست که به دلتنگی من می خندد
باور عشق برایش سخت است ...
ای خدا باز به یاری نسیم سحری
می شود آیا باز دل به دل نازک من بربندد ...
حسرت دیده بی تاب تو بیمارم کرد
آن نگاه نگرانت دل تبدار مرا خوابم کرد
بی جهت نیست که مست رخ زیبای تو ام
لب گلگون تو در دشت خزان آبم کرد
مستی ام جام نگاهی ز افق های تو بود
آه ،آن صورت مهتاب تو در خوابم کرد
شهر را از تب بیماری من جایی نیست
راه گم کرده به دنبال تو آواره و ویرانم گرد
اشکم از دیده به گرمای نفسهای تو بود
جام اندوه تو مر همره و همرام کرد ![]()
اون که نخواست پیشم باشی خودش باید صبرم بده
خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده

تنها کسو کارم
دیدی ازم دل کند
اون ک دوستش دارم
اون که یک عمر بود
قصشو می خوردم
دیدی چه راحت گفت
من تو دلش موردم
ای دل غمگینم
دیدی چه بی رحمه
معنی احساسو
دیدی نمی فهمه
ای دل غمگینم
دیدی چه بی رحمه
معنی احساسو
دیدی نمی فهمه
رفتو شودم تنها
اما خوب می دونم نیست اون تنها
من دیگه از امشب هر شی
مهمونی دارم با غمها
آخ که چقدر تنهام
سرد چقدر دستام
سر شوده صبر من
دست اونو می خواد
ای دل غمگینم
دیدی چه بی رحمه
معنی احساسو
دید نمی فهمه
وآن چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

الهی درد مشتاقی نبینی
الهی که بالا اسم عزیزات
بمیری و "هوالباقی" نبینی![]()
باران نمي شوم که نگويي :
با چه منتي خود را به شيشه مي کوبد تا پنجره را باز کنم و نيم نگاهي بيندازم
ابر مي شوم که از نگراني يک روز باراني هر لحظه پنجره را بگشايي و مرا در آسمان نگاه کني
عشق یک آتش است . اما هرگز نمی توانی پیش بینی کني
که تو را گرم می کند یا خانمانت را خواهد سوزاند